امام مهدى(عليه السلام) مى فرمايد: (أَنَا خاتَمُ الاَْوْصِياءِ، وَبي يَدْفَعُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلي وَشيعَتي) ;
من، خاتم اوصيايم،. خداوند، به سبب من، بلا، را از اهل و شيعيان ام دفع مى كند.
دکتر خسروپناه
عوامل خط مقدم حوادث اخير به دنبال انقلاب مخملي بودند پست الكترونيكي

حجت‌الاسلام خسروپناه در جمع دانشجويان دانشگاه تهران:
عوامل خط مقدم حوادث اخير به دنبال انقلاب مخملي بودند

خبرگزاري فارس: مدير گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي گفت: افرادي كه در صف مقدم حوادث اخير حضور داشتند، به دنبال انقلاب مخملي بودند.


به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، حجت‌الاسلام عبد‌الحسين خسروپناه مدير گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي و از اساتيد حوزه و دانشگاه عصر امروز سه‌شنبه در همايش "انديشه‌اي در سرازيري " كه به همت دفتر گفتمان انقلاب اسلامي و با همكاري بسيج دانشجويي دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران در تالار فردوسي اين دانشكده برگزار شد، به بررسي رويكردهاي غيربومي در علوم انساني و بازتاب‌هاي آن در نگاه‌هاي سياسي پرداخت و اظهار داشت:‌ بحث علوم انساني يكي از مظلوم‌ترين مباحث در جامعه علمي كشور است كه در سال‌هاي اخير نه تنها تحولي در آن رخ نداده بلكه يك سير قهقرايي را طي كرده است در حالي كه اكنون در آمريكا 4 هزار قطب علمي وجود دارد و 2 هزار و 500 قطب آن در زمينه علوم انساني فعاليت مي‌كند اما در ايران تنها 3تا 4 قطب علمي در رشته‌هاي انساني فعال هستند و بر اساس يكي از گزارشات اين تعداد مي‌تواند تا 20 مورد نيز افزايش يابد.
وي افزود: علوم انساني به افعال مختلف انسان مي‌پردازد كه در آن افعال جمعي و فردي، ارادي و غيرارادي و حتي فكري و ذهني مورد بحث قرار مي‌گيرد.
مدير گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي با بيان اينكه علوم انساني بسيار گسترده است، ادامه داد: يك دسته از علوم انساني در حوزه ادبي فعال هستند، دسته ديگر در مباحث عقلي و فلسفي فعاليت مي‌كند، دسته سوم در مورد علوم شهودي و عرفاني مباحثه مي‌كنند و دسته چهارم كه در اينجا مدنظر ما قرار دارند، به علوم انساني تجربي اختصاص دارند.
حجت‌الاسلام خسروپناه علوم انساني تجربي را در دو شاخه مختلف دانست و گفت: در برخي از علوم جنبه تئوري‌سازي قوي‌تر از مصرف‌كنندگي است اما در دسته دوم خلاف اين مسئله مشاهده مي‌شود كه در علوم انساني تئوري‌ساز مواردي مانند روانشناسي، علوم تربيتي و بخصوص علوم سياسي برجسته هستند.
وي با اشاره به اينكه منشاء برخي از تجمع‌ها و تحصن‌ها يك انديشه سياسي است، خاطرنشان كرد: مهمترين دليل اينكه علوم انساني پيشرفت نمي‌كند اين است كه پيرامون روش‌شناسي آن مطالعه‌اي انجام نمي‌شود چون اگر به روش‌هاي مختلف به درستي توجه شود مي‌تواند منشاء توليد تئوري‌هاي ميداني خوبي باشد.
اين استاد حوزه و دانشگاه با تاكيد بر اينكه جايگاه اصلي بحث علوم انساني روش‌شناسي آن است، يادآور شد: روش‌شناسي عقبه علوم انساني را تشكيل مي‌دهد، يك زماني پوزيتيويست‌ها از روش‌هاي رفتارگرايي استفاده مي‌كردند كه تجربي بود كه در آن دو مدل اثبات‌گرايي و ابطال‌گرايي مدنظر بود، اما به مرور اين روش كنار زده شد و روش كاركردگرايي مدنظر قرار گرفت، بعد از آن روش جامعه‌شناسانه و تاريخ‌گرايانه مدنظر بود كه اين روش‌ها همگي در تاريخ مدرن مطرح بودند اما در تاريخ پسامدرن روش‌هاي ديگري جايگزين آن شدند كه در دو دهه اخير انقلاب ما نيز بسيار تاثيرگذار بودند.
حجت‌الاسلام خسروپناه در ادامه اظهار داشت: يك سري افراد اجرايي داريم كه حركات ظاهري در تائيد يا نقد نظام انجام مي‌دهند اما اين حركات ظاهري يك عقبه تئوريك دارند كه آن تئوريك‌ها برگرفته از روش‌هاي پسامدرن است.
وي افزود: يكي از اين روش‌ها مدل تفهمي يا هرمنوتيك است كه به هيچ وجه عالم علوم انساني در آن به دنبال مطالعه پديده‌ها بر اساس پيش‌فرض‌هاي واقعي نيست بلكه همه چيز را بر اساس پيش‌فرض‌هاي خود و با عينك خود مطالعه مي‌كند. يعني در اين روش همه چيز را آنچنان كه هست نمي‌بيند و اينكه پيش‌فرض‌هاي مطرح از كجا آمده‌اند يك بحث مجزا است بنابر اين تفسيرهاي مختلفي از حوادث به دست مي‌دهد.
مدير گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي روش گفتماني را روش ديگر در اين مبحث خواند و اضافه كرد: افرادي مثل فوكو تبارشناسي وديرينه شناسي را مطرح كردند و يا افراد ديگري روش شالوده‌گرايي را مطرح كردند اما آنچه مهم است اين بود كه تمام روش‌هاي پسامدرن در علوم انساني نيم قرن اخير مبتني بر نسبي‌گرايي معرفت هستند.
حجت‌الاسلام خسروپناه اعتقاد به خردباوري، تفوق عقل و احساس، ضد نسبي‌گرايي در شناخت، اعتقاد به اومانيسم و اعتقاد به واقع‌نمايي علوم را از مهمترين شاخصه‌هاي مدرنيته دانست و گفت: در مقابل اين نگاه خرد گريزي، تفوق تخيل و احساس بر عقل، نسبي‌گرايي در شناخت، نفي معيار معرفت، نفي انسان‌ محوري و نفي واقع‌نمايي علوم از شاخصه‌هاي مهم روش‌هاي پسامدرن هستند اما وجه اشتراك هر دوي آنها سكولاريسم است.
وي در ادامه خاطرنشان كرد: برخي تئوري‌پردازان جامعه ما از روش‌شناسي‌هاي ذكر شده استفاده كردند و اينگونه ادعا كردند كه بدون اينكه امام و اسلام را حذف كنيم، مي‌خواهيم گفتماني در برابر گفتمان سال 57 ايجاد كنيم.
اين استاد حوزه و دانشگاه حركت اصلاحات در سال 76 را بازتاب يكي از همين تئوري‌ها خواند و افزود: اين آقايان گفتند كه ما از تئوري گفتماني استفاده مي‌كنيم يعني يك منظومه مي‌سازيم كه يك عنصر محوري دارد و ساير عناصر پيراموني در اساس همان عنصر تعريف مي‌شوند.
حجت‌الاسلام خسروپناه ادامه داد: آنها مي‌گفتند امام گفتماني را با استفاده از چندين مولفه ايجاد كرد كه برخي از اين مولفه‌ها از تجدد گرفته شده و برخي نيز از سنت اسلامي برداشت شده است مثلا جمهوريت، آزادي و مردم را از دنياي مدرن و روحانيت، ولايت،‌فقه را از سنت اسلام برداشت كرده است و از مجموعه آنها منظومه‌اي را ساخته كه گفتمان سال 57 را ايجاد كرد.
وي با بيان اينكه به اعتقاد آن افراد اين گفتمان تا رحلت امام خميني (ره) ادامه داشت: تصريح كرد: از آغاز رهبري مقام معظم رهبري و رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني اين گفتمان دچار تغييراتي شد يعني در دولت هاشمي اين مولفه‌ها مطرح بود اما تفاوت در اين مسئله بود كه عنصر اصلي كه در گفتمان امام مطرح بود و ساير عناصر نيز بر اساس اين عنصر اصلي كه اسلام جامع‌نگر بود تعريف مي‌شد در اين گفتمان جديد تغيير كرده بود.
مدير گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي سازندگي را عنصر مركزي اين گفتمان از سال 68 خواند و اضافه كرد: از اين زمان ساير عناصر بر اساس سازندگي تعريف مي‌شدند يعني در دولت هاشمي توسعه سياسي مطرح نبود و حتي بعضا با آن مخالفت نيز مي‌شد. حتي در آن زمان فقه نيز در گفتمان دولت هاشمي يك عنصر حاشيه‌اي بود يعني هر جا كه فقيه شيعي مانع مدل سازندگي مي شد، بايد آن را كمرنگ مي‌كردند و مدل اجتهاد هاشمي بامدل اجتهاد مصطلح در حوزه‌ها فرق مي‌كند.
حجت‌الاسلام خسروپناه با بيان اينكه در اين گفتمان توسعه اقتصادي شبه‌ليبراليستي عنصر مركزي بود، خاطرنشان كرد: بر همين اساس عدالت و ارزش‌ها در حاشيه قرار گرفتند و بايد با مدل توسعه اقتصادي شبه‌ليبراليستي معنا مي‌شدند ولو اينكه فاصله طبقاتي در كشور ايجاد مي‌شده است.
وي با تاكيد بر اينكه مدل فرهنگي و اقتصادي و همه عرصه‌ها با همان نگاه ليبراليستي تفسير مي‌شد، ادامه داد: در حالي كه مقام معظم رهبري همواره بر تقدم عدالت بر توسعه تاكيد مي‌كردند اما هاشمي رفسنجاني بارها در نماز جمعه به تقدم توسعه بر ساير امور كه در عمل همان توسعه اقتصادي شبه‌ليبراليستي تاكيد مي‌كرد و بر آن اعتقاد داشت.
اين استاد دانشگاه و حوزه در ادامه درباره جريان اصلاح‌طلب اشاره كرد و گفت:‌ در گفتمان اصلاح طلبان، سكولاريسم عنصر مركزي بود كه با آن توسعه سياسي،‌آزادي و اصلاح‌طلبي معناي خاص خود را پيدا مي‌كند.
حجت‌الاسلام خسروپناه در ادامه تاكيد كرد: اين مورد به معني نفي اسلام نبود بلكه به اين معني بود كه در اين گفتمان اسلام گزينش‌گر مد نظر قرار گرفت كه برخلاف اسلام جامع‌نگر امام خميني (ره) بود و بر همين اساس برخي واژه‌ها مانند عدالت حذف و يا بر اساس همان نگاه سكولاريستي تعريف مي‌شد.
وي افزود: اين حركت‌ها سبب شد كه عده‌اي بگويند مجددا مي‌خواهيم گفتمان امام را احيا كنيم و بر همين اساس جريان اصولگرايي شكل گرفت كه در آن عنصر مركزي همان اسلام جامع‌نگر بود و عناصر جانبي آن تهاجم فرهنگي، ارزش‌ها،عدالت و توسعه همه جانبه بودند.
اين استاد حوزه و دانشگاه با بيان اينكه اصلاح‌طلبان مي‌گويند مي‌خواهيم امام را احيا كنيم تصريح كرد: برخلاف اين ادعا آنها امام را در قالب گفتمان خود تفسير مي‌كنند و به همين دليل اصولگراها به اصلاح‌طلبان مي‌گويند كه آن امامي را كه شما معرفي مي‌كنيد ما قبول نداريم.
حجت‌آلاسلام خسروپناه با تاكيد بر اينكه امام انديشه خود را با سوسياليسم و ليبراليسم هماهنگ نكرده بود ادامه داد: انديشه امام برگرفته از اسلام ناب بود و اسلام جامع‌نگري كه در گفتمان امام مطرح مي‌شود از قرآن و سنت برداشت شده بود و بر همين اساس امام خميني (ره) را نمي‌توان در نظام مدرنيته يا پسامدرن تعريف كرد و اين نوعي خيانت به امام است.
وي با طرح اين سوال اگر امام زنده بود حركات براندازانه كردند چگونه برخورد مي‌كرد؟ يادآور شد: يقينا ايشان با استفاده از تفكرات اسلامي خود همانند ماجراي منتظري برخورد مي‌كردند كه حرمت فقاهت را حفظ كرده اما وي را از كشورداري عزل كردند البته سكوت مقام معظم رهبري را در اين مورد را بنده به همان جمله معروف "استخوان در گلو و خار در چشم " ‌تعبير مي‌كنند.
مدير گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي با بيان اينكه تمام افرادي كه ادعاي شاگردي امام را دارنداكنون حرفهايي را مطرح مي‌كنند كه زائيده گفتمان اصلاح‌طلبي با عنصر مركزي سكولاريسم است، تصريح كرد: برخي با پيش‌فرض‌هاي خود سخنان امام را تفسير مي‌كنند چون معتقد به روش هرمنوتيك هستند كه مبتني بر نسبي‌گرايي است.
حجت‌الاسلام خسروپناه در ادامه خطاب به موسوي،‌كروبي و هاشمي رفسنجاني گفت: آيا توجه داريد كه اين مباحثي كه مطرح مي‌كنيد چيزي جز فراموشي و زوال شهدا را در پي ندارد و همه ارزش‌ها را از بين مي‌برد.
وي افزود: روش‌هاي علوم انساني كه بسياري از سياستمداران استفاده مي‌كننند همان روش هرمنوتيك است اما خودشان هم نمي‌دانند و بر اساس همين تئوري‌هاي پسامدرن برخي اقدامات را انجام مي‌دهندو برخي بيانيه‌ها را مي‌نويسند كه منجر به حركت‌هاي اجتماعي مي‌شود در حالي كه مردم از عقبه تئوريك آن اطلاعي ندارند.
اين استاد حوزه و دانشگاه با تاكيد بر اينكه اكنون بايد پيشينه انقلابي افراد را كنار گذاشت و به پيش‌فرض‌ ذهني آنها آگاه شد افزود: اي كاش كساني كه متاثر از روش هرمنوتيك، ديرينه‌گرايي، ساختار گرايي و .. هستند اين روش‌ها را به صورت علمي مي‌پذيرفتند نه به صورت تقليدي.
حجت‌الاسلام خسروپناه در پاسخ به سوال يكي از دانشجويان در خصوص اعتقاد موسوي به تئوري‌هاي پسامدرن اظهار داشت: بعيدمي‌دانم وي در فضاي اين بحث‌ها قرار داشته باشند چون علوم انساني را بيشتر از طريق تجربي كسب كرده و بنده اطلاعي ندارم كه آيا مقاله‌اي در اين زمينه دارد يا خير اما متاسفانه دردام اين روش‌ها قرار گرفته است.
وي در پايان افزود: در حوادث اخير نبايد چنين گفت كه انقلاب مخملي تئوري توطئه بود چون دشمنان اين روش را در بسياري از كشورها اجرا كرده‌اند اما در ايران به لطف خدا موفق نشدند ولي به هر حال من معتقدم برخي كه در صف مقدم اين اتفاقات بودند نيز به دنبال انقلاب مخملي بودند هر چند كه اين مسئله براي نظام محرز نشده باشد و با اين افراد برخورد جدي نكند.
انتهاي پيام/


http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8807211559